پایگاه فرهنگی مذهبی ودا
آخرین اخبار روز مطالب مذهبی سیاسی اقتصادی شهدا رهبری مهدویت اندیشه تاریخ و انقلاب دین اخلاق فرقه شناسی امام حسین امام زمان روزنامه و...
Friday, 19 July , 2019
  پرینتخانه » فرقه های انحرافی تاریخ انتشار : ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۸ | ارسال توسط :

نقد و بررسی دیدگاه وهابیان پیرامون توسل

بررسی مساله توسل

آنچه در این مقاله می خوانید:

  • نقد و بررسی دیدگاه وهابیان پیرامون توسل
  • توسل به پیامبر و اهل بیت علیهم السلام در سیره علمای اسلامی

یکی دیگر از موارد اختلاف میان مسلمانان و وهابیان، بحث توسل است. وهابیان توسل به انبیاء و صالحان را شرک می دانند و معتقدند هر کسی برای شفای بیماری یا ادای قرض و … به صالحین متوسل شود مشرک است.

ابن تیمیه حرانی بنیانگذار فکری وهابیت می نویسد:

هر کس کنار قبر پیامبر یا یکی از افراد صالح بیاید و از آنان بخواهد که بیماری او را شفا دهد و یا قرض او را ادا کند، مشرک است، زیرا هیچ کس جز خداوند قدرت بر انجام اعمالی این چنین را ندارد، بنابراین واجب است چنین شخصی را وادار به توبه کنند و اگر توبه نکرد باید کشته شود.[1]

در بررسی این پندار شایسته است ملاک شرک را که در قبل بیان نمودیم، مورد توجه قرار دهیم؛ شرک به معنای شریک قرار دادن برای خدا در الوهیت و ربوبیت و مالکیت خدا و در یک کلام فرض نمودن موجودی مستقل و صاحب اختیار در برابر خدا و همکاری دو جانبه او با خداست و بیان نمودیم که شرک عقلا قابل تخصیص نیست و بین صالحین زنده و مردگان صالح تفاوتی نیست، با این فرض اگر کسی این اعتقاد را داشته باشد مشرک است در حالی که هیچ مسلمانی نسبت به انبیا و ائمه اطهار و صالحان، چنین اعتقادی ندارد.

علاوه بر اینکه درخواست از بندگانی که خداوند آنها را بر سایر مخلوقات برتری داده هیچ منع شرعی ندارد بلکه در قرآن موارد متعددی وجود دارد که برخی از افعال به بندگان نسبت داده شده است؛ همانند:

  1. ] أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ[.[2] «من از گِل، چیزى به شکل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص [پیسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏کنم.»

خداوند در این آیه از پیامبرش حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) حکایت می کند که به اذن خداوند پرنده خلق می کند و یا کور مادر زاد و مبتلایان به بیماری برص را شفا می دهد. این در حالی است که اعتقاد مسلمانان در مورد ائمه اطهار علیهم السلام و صالحان همین است و مؤثر اصلی در امور را خداوند       می دانند و معتقدند بر اساس مقام معنوی که ایشان نزد خدا دارند، ذات باری تعالی آنان را بر سایرین برتری داده و واسطه میان خود و مخلوقاتش قرار داده که به اذن خودش حاجات بندگان را برآورده سازند.

  1. ]وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ[.[3] «(در حالى که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگویند: «خداوند براى ما کافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند ما تنها رضاى او را مى‏طلبیم.» (براى آنها بهتر است).»
  2. ]وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِه[.[4] « آنها فقط از این انتقام مى‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بى‏نیاز ساختند.»

خداوند در دو آیه فوق، از عطای رسول و بی نیاز نمودن مردم توسط پیامبرش سخن می گوید و این کار را نه تنها شرک نمی پندارد بلکه به عنوان مدح آن حضرت بیان می کند. حال اگر مسلمانان بگویند یا رسول الله ، یا امیر مؤمنان، و … فلان حاجت مرا برآورده سازید و یا بیمارم را شفا دهید، از سوی وهابیت متهم به شرک و کفر می شوند.

نکته دیگر توجه به برخی از آیات قرآن است که دستور به توسل می­دهد، خداوند در قرآن می­فرماید:

] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [.[5]

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.»

طبری به نقل از قتاده در بیان مراد از وسیله این­گونه می­نویسد:

«قتاده گفته است : یعنی با اطاعت پروردگار و هر عملی که او را راضی کند به سویش تقرب جویید.» [6]

ابن کثیر دمشقی می­نویسد:

« وسیله چیزی است که انسان به واسطه آن به مقصودش دست یابد.» [7]

وسیله در آیه فوق مطلق است و به گفته «قتاده» هر عملی که انسان را به خدا برساند می­تواند مصداق وسیله باشد حال این وسیله می­تواند نماز و اعمال صالح باشد و و می­تواند وجود مطهر پیامبر اکرم و اهل بیت باشد.

از طرفی در مقابل ادعای ابن تیمیه مجموعه عظیمی از روایات وجود دارد که حاکی از توسل اصحاب پیامبر 6 به آن حضرت- چه در حال حیات ایشان و چه بعد از شهادت آن بزرگوار- می باشد. در این مجال به ذکر چند نمونه این روایات می پردازیم.

الف) توسل در حال حیات

توسل عمر به عموی پیامبر 

« انس می­گوید: زمانی که قحطی می­آمد عمر به واسطه عباس عموی پیامبر – طلب باران می­کرد و می­گفت: خدایا ما در زمان پیامبرت مُدام به ایشان توسل می­جستیم و سیرابمان می­کردی و حال به واسطه عموی پیامبرمان به تو توسل می­کنیم، ما را سیراب گردان؛ انس می­گوید: (در نتیجه این توسل) مردم سیراب می­شدند.» [8]

این روایت دلالت بر جواز توسل می­کند[9]

ب) توسل بعد از وفات

در روایتی ابن ابی شیبه، نقل می کند:

« مالک الدار که مسؤل خزانه مواد غذایی در زمان عمر بود، می­گوید : زمان عمر مردم دچار قحطی شدند مردی بر سر قبر پیامبر اکرم – آمد و عرضه داشت ای رسول خدا ! برای امتت طلب باران کن آنان هلاک شده­اند، رسول اکرم – به خواب آن مرد آمد و به او فرمود: پیش عمر برو … و به او بگو مردم سیراب می­شوند.» [10]

در روایت دیگری که سنن دارمی آن را نقل کرده است نیز توسل به قبر رسول گرامی اسلام به دستور همسر پیامبر انجام گرفته است:

«مردم مدینه دچار قطحی شدیدی شدند؛ به عائشه شکایت کردند؛ او گفت: به قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله توجه کنید و از (مقابل) قبر ایشان دریچه ای به سمت آسمان باز کنید، تا بین آن و آسمان سقفی نباشد؛ مسلمانان این کار را انجام دادند و باران بارید؛ گیاهان رویید و شتران به قدری چاق شدند که پوست آنها از چاقی ترک خورد، از این رو آن سال را سال ترک نامیدند.»[11]

«از عثمان بن حنیف نقل شده است مردی برای انجام کاری نزد عثمان بن عفان می آمد؛ اما عثمان به او توجه نمی کرد و کار او را انجام نمی داد؛ آن مرد عثمان بن حنیف را دید و از این مساله به وی شکایت نمود. عثمان بن حنیف به او گفت به وضوخانه برو و وضو بگیر سپس به مسجد برو دو رکعت نماز بخوان و بعد از آن بگو «خدایا من از تو می خواهم و به واسطه رسول رحمت، پیامبرمان حضرت (محمد صلی الله علیه و آله) به تو رو می آورم، ای محمد (رسول خدا) من به واسطه شما به پروردگارم روی آورده ام، حاجتم را برآورده فرما». سپس حاجتت را بیان کن و برو تا زمانی که من به تو ملحق شوم؛ آن مرد رفت و آنچه را که عثمان بن حنیف به او گفته بود انجام داد سپس درب خانه عثمان رفت دربان دست او را گرفت و او را نزد عثمان برد و او را در کنار عثمان بر روی فرش نشاند و گفت حاجتت را بیان کن، وی حاجتش را بیان نمود و عثمان حاجت او را برآورده کرد. آن مرد عثمان بن حنیف را دوباره ملاقات کرد و گفت خدا به تو پاداش نیک دهد، عثمان توجهی به حاجت من نداشت تا اینکه تو درباره من با او سخن گفتی عثمان بن حنیف گفت به خدا قسم من با او سخنی نگفتم اما در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که شخص نابینایی آمد از نابینایی خود شکایت کرد، پیامبر فرمود آیا می توانی صبر کنی؟ گفت ای رسول خدا من کمک کاری ندارم و این مساله برای من دشوار است پیامبر به او فرمود به وضو خانه برو و وضو بگیر دو رکعت نماز بخوان و اینگونه دعا کن. عثمان بن حنیف می گوید: به خدا قسم ما هنوز متفرق نشده بودیم و مشغول صحبت بودیم که آن مرد دوباره محضر پیامبر شرفیاب شد گویا هرگز نابینا نبوده است.»[12]

بنابراین مساله توسل به غیر خدا نه تنها از دیدگاه اصحاب پیامبر شرک نبوده بلکه به عنوان سیره مستمر آنها در زمان حیات آن حضرت و بعد از شهادت ایشان مورد عمل بوده است. اما نکته شایان ذکر این است که حاجت خواهی از غیر خداوند، منحصر به پیامبر اکرم نیست بلکه در طول تاریخ علمای اهل سنت به اهل بیت علیهم السلام نیز متوسل شده و حاجات خود را از آن ذوات مقدس خواستار می شدند؛ در ادامه به عنوان نمونه به ذکر چند مورد بسنده می کنیم:

« احمد بن جعفر بن حمدان قطیعی می­گوید : از ابا علی خلال شنیدم که می­گفت: هیچ امری مرا غمگین نمی­ساخت جز اینکه کنار قبر موسی قبر موسی بن جعفر می­رفتم و به ایشان توسل می­جستم و خداوند آنچه را دوست داشتم برایم آسان می­فرمود.» [13]

ابن سمعون می نویسد: محمد بن ادریس شافعی می گفت قبر (امام) موسی کاظم (علیه السلام) داروی تجربه شده ای است.[14]

همچنین ابن حبّان از علماى مشهور شافعی در شرح حال امام رضا  مى‏ نویسد:

«قبر على بن موسى الرضا در سناباد خارج نوقان کنار قبر هارون الرشید قرار گرفته است، و زیارتگاه مشهورى است، من بارها قبر او را زیارت نموده‏ام، و در مدتى که ساکن طوس بودم هرگاه برایم مشکلى پیش مى آمد، قبر على بن موسى الرضا را زیارت کرده و از خداوند رفع آن مشکل را مى‏خواستم، در اسرع وقت آن گرفتارى حل مى‏شد، این کار را بارها تجربه کرده‏ام و همیشه حاجتم برآورده می شد، خداوند مارا بر محبّت مصطفى، و اهل بیت او سلام اللّه علیهم بمیراند.» [15]

این نکته جالب است که ابن حبان تأکید بر زیارت همراه با توسل و درخواست حاجت در کنار قبر امام رضا دارد.

بنابراین توسل جستن به پیامبر خدا و ائمه اطهار  و صالحان چه در زمان حیات و چه بعد از شهادت ایشان امری جایز است و ادعای وهابیان مبنی بر مشرک شدن افراد، تهمت ناروایی بیش نیست.

منابع برای مطالعه بیشتر:

  1. درسنامه نقد وهابیت، نجم الدین طبسی، قم، ناشر: دلیل ما.
  2. وهابیت از منظر عقل و شرع، سید محمد حسینی قزوینی، انتشارات موسسه تحقیقاتی ولیعصر (عج).
  3. وهابیان را بهتر بشناسیم، علی اصغر رضوانی، (بخش استغاثه به ارواح اولیا)، قم، ناشر: دلیل ما.
  4. سخنی پیرامون توسل، سید محسن خرازی، مترجم: محمد رضا امین زاده، قم، ناشر: دفتر نشر برگزیده، 1386 ش.
  5. توسل توحید یا شرک، سعید داودی، قم، انتشارات علی بن ابی طالب (علیه السلام)، 1389 ش.

***************

پی نوشت

[1] . «وأما من یأتی إلى قبر نبی أو صالح أو من یعتقد فیه أنه قبر نبی أو رجل صالح ولیس کذلک ویسأله ویستنجده فهذا على ثلاث درجات أحدهما أن یسأله حاجته مثل أن یسأله أن یزیل مرضه أو مرض دوابه أو یقضی دینه أو ینتقم له من عدوه أو یعافی نفسه وأهله ودوابه ونحو ذلک مما لا یقدر علیه إلا الله عز وجل فهذا شرک صریح یجب أن یستتاب صاحبه فإن تاب وإلا قتل.» أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی، زیاره القبور والاستنجاد بالمقبور، الریاض، الإداره العامه للطبع والترجمه، چاپ اول،1410هـ.

[2] . سوره آل عمران (3)، آیه 49.

[3] . سوره توبه (9) ، آیه 59.

[4] . سوره توبه (9) ، آیه 74.

[5] . سوره مائده (5) ، آیه 35.

[6] . «وقال قتاده: أی تقربوا إلیه بطاعته والعمل بما یرضیه.» محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری، جامع البیان عن تأویل آی القرآن (تفسیر الطبری)، ج 6، ص 226.

[7] . «والوسیله: هی التی یتوصل بها إلى تحصیل المقصود.». إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج 2، ص 54.

[8] . « حدثنا الْحَسَنُ بن مُحَمَّدٍ قال حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ قال حدثنی أبی عبد اللَّهِ بن الْمُثَنَّى عن ثُمَامَهَ بن عبد اللَّهِ بن أَنَسٍ عن أَنَسِ أَنَّ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضی الله عنه کان إذا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بن عبد الْمُطَّلِبِ فقال اللهم إِنَّا کنا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا فَتَسْقِینَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا قال فَیُسْقَوْنَ.» محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، تحقیق: دکتر مصطفی دیب البغا، چاپ سوم، 6 جلدی، بیروت، دار ابن کثیر , الیمامه، بیروت، 1407 هـ – 1987 م، ج 1 ، ص 342، کتاب الِاسْتِسْقَاءِ، بَاب سُؤَالِ الناس الْإِمَامَ الِاسْتِسْقَاءَ إذا قَحَطُوا، ح 964.

[9] . ابن المنیر الاسکندری ناصر الدین أحمد بن محمد، المتواری علی تراجم أبواب البخاری، تحقیق : صلاح الدین مقبول أحمد، 1 جلدی، کویت، مکتبه المعلا، 1407هـ – 1987م، ج 1، صص 114- 115. وی بعد از این روایت می­نویسد: «دل على أنهم کانوا یتوسلون.» این روایت دلالت دارد بر اینکه آنان توسل می­جستند.

[10] . «حدثنا أبو معاویه عن الأعمش عن أبی صالح عن مالک الدار قال وکان خازن عمر على الطعام قال أصاب الناس قحط فی زمن عمر فجاء رجل إلى قبر النبی صلى الله علیه وسلم فقال یا رسول الله استسق لأمتک فإنهم قد هلکوا فأتی الرجل فی المنام فقیل له إئت عمر … وأخبره أنکم مسقیون.» أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبه الکوفی، المصنف فی الأحادیث والآثار، تحقیق : کمال یوسف الحوت ، 7 جلدی، چاپ اول، الریاض، مکتبه الرشد – الریاض، 1409 هـ ، ج 6 ، ص 356 ، ح 32002؛ أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، فتح الباری شرح صحیح البخاری،  تحقیق : محب الدین الخطیب، بیروت، دار المعرفه، ] بی تا [ ، ج 2، ص 495-496. ابن حجر عسقلانی در ابتدای این روایت می­گوید: «و روى بن أبی شیبه بإسناد صحیح.» ابن ابی شیبه با سند صحیح نقل کرده است؛ إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، البدایه والنهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ] بی تا [ ، ج 7، ص 92- 93. ابن کثیر دمشقی نیز بعد از نقل این روایت، سندش را صحیح می­داند و می­نویسد: «و هذا اسناد صحیح». این سندی صحیح است.

[11] . حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی  فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ. سنن الدارمی ، اسم المؤلف:  عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمی الوفاه: 255 ، دار النشر : دار الکتاب العربی – بیروت – 1407 ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : فواز أحمد زمرلی , خالد السبع العلمی، سنن الدارمی، ج1، ص56.

[12] . «وعن عثمان بن حنیف أن رجلا کان یختلف إلى عثمان بن عفان فی حاجه له فکان عثمان لا یلتفت إلیه ولا ینظر فی حاجته فلقى عثمان بن حنیف فشکا ذلک إلیه فقال له عثمان بن حنیف ائت المیضأه فتوضأ ثم ائت المسجد فصل فیه رکعتین ثم قل اللهم إنی أسألک وأتوجه إلیک بنبینا محمد نبی الرحمه یا محمد إنی أتوجه بک إلى ربی فیقضی لی حاجتی وتذکر حاجتک ورح إلى حین أروح معک فانطلق الرجل فصنع ما قال له ثم أتی باب عثمان فجاء البواب حتى أخذ بیده فأدخله على عثمان بن عفان فأجلسه معه على الطنفسه وقال حاجتک فذکر حاجته فقضاها له ثم قال له ما ذکرت حاجتک حتى کانت هذه الساعه وقال ما کانت لک من حاجه فائتنا ثم أن الرجل خرج من عنده فلقى عثمان بن حنیف فقال له جزاک الله خیرا ما کان ینظر فی حاجتی ولا یلفت إلى حتى کلمته فی فقال عثمان بن حنیف والله ما کلمته ولکن شهدت رسول الله صلى الله علیه وسلم وأتاه رجل ضریر فشکا إلیه ذهاب بصره فقال له النبی صلى الله علیه وسلم أو تصبر فقال یا رسول الله إنه لیس لی قائد وقد شق علی فقال له النبی صلى الله علیه وسلم ائت المیضأه فتوضأ ثم صل رکعتین ثم ادع بهذه الکلمات فقال عثمان بن حنیف فوالله ما تفرقنا وطال بنا الحدیث حتى دخل علیه رجل کأنه لم یکن به ضرر قط.»

علی بن أبی بکر الهیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، 10 جلدی، القاهره , بیروت، دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی، 1407 هـ.ق، ج 2، ص 279.

ابن حجر هیثمی بعد از نقل این روایت می گوید:

«قلت روى الترمذی وابن ماجه طرفا من آخره خالیا عن القصه وقد قال الطبرانی عقبه والحدیث صحیح بعد ذکر طرقه التى روى بها.» . ترمذی و ابن ماجه بخشی از این روایت را نقل کرده اند و طبرانی در انتهای این روایت بعد از اینکه سندهای روایت فوق را نقل می کند، می گوید این حدیث صحیح است.

[13] . « أحمد بن جعفر بن حمدان القطیعی قال سمعت الحسن بن إبراهیم أبا علی الخلال یقول : ما همنی أمر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالى لی ما أحب.» الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، 14 جلدی، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1417هـ – 1997م، ج 1 ص 133، باب ما ذکر فی مقابر بغداد المخصوصه بالعلماء والزهاد.

[14] . «وکان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب». ابن سمعون، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادی، أمالی ابن سمعون، ج1، ص126، ] بی جا [ ، ] بی نا [ ، ] بی تا [ .

[15] . «وقبره بسناباذ خارج النوقان مشهور یزار بجنب قبر الرشید قد زرته مرارا کثیره وما حلت بی شده فی وقت مقامی بطوس فزرت قبر علی بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعلیه ودعوت الله إزالتها عنى إلا أستجیب لی وزالت عنى تلک الشده وهذا شئ جربته مرارا فوجدته کذلک أماتنا الله على محبه المصطفى وأهل بیته صلى الله علیه وسلم الله علیه وعلیهم أجمعین.»الثّقات، ابن حبان، ج8، ص457.

نویسنده : پایگاه فرهنگی مذهبی ودّا | منبع خبر : اختصاصی سایت ودّا / http://vodda.ir
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.