پایگاه فرهنگی مذهبی ودا
آخرین اخبار روز مطالب مذهبی سیاسی اقتصادی شهدا رهبری مهدویت اندیشه تاریخ و انقلاب دین اخلاق فرقه شناسی امام حسین امام زمان روزنامه و...
Saturday, 21 September , 2019
  پرینتخانه » اندیشه تاریخ انتشار : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲:۰۶ | ارسال توسط :

نقد کتاب مقدس مسیحیت – انجیل

نقد کتاب مقدس:

در این مقاله با این مطالب آشنا می شوید:

– انواع نقد کتاب مقدس

– شخصیت حضرت عیسی در عهد جدید

– چهره پیامبران در کتاب مقدس

– شخصیت زن در کتاب مقدس

– خشونت در کتاب مقدس

– احکام کتاب مقدس

مقدمه:

یکی از روش­های اصیل نقادی عهدین، نقد کتاب مقدس با خود کتاب مقدس است.به عنوان مثال آموزه الوهیت مسیح علیه السلام در عهد جدید، در تعارض با آیات توحیدی خود کتاب مقدس به چالش کشیده می‌شود. آموزه دیگری که در این زمینه می‌توان به عنوان مثال ذکر کرد، نفی شریعت توسط پولس در عهد جدید است. این آموزه توسط منتقدین اسلامی از دیدگاه عهد عتیق و نیز بیانات و سیره حضرت مسیح علیه السلام در اناجیل[1] مورد نقد قرار می‌گیرد و نقادان به منظور رد دیدگاه شریعت ستیزانه پولس[2] ،‌ از همان عهد جدید، استفاده می­کنند. در این­گونه نقدها وحی قرآنی و عقل، پشتوانه­ای استوار و غیر قابل خدشه است.

نقادی تطبیقی:

 یهودیت، مسیحیت، و اسلام هر سه در زمره ادیان الهی و ابراهیمی محسوب می­شوند. قرآن کریم مبنایی را به ما ارائه می­کند که می­تواند در گفتگوی نقادانه بسیار کارگشا باشد. نقد کتاب مقدس نباید به گونه­ای باشد که موجب تقویت خدا ناباوران گردد. امروزه مسیحیان زیادی به دلیل مباحث نقادانه­ای که علیه کتاب مقدس مطرح می­شود، اعتقاد خود به خداوند و دین را از دست می­دهند. بنابر این در کنار نقد مسیحیت باید به مفاهیم تعالی بخش اسلام نیز اشاره گردد.

نقد محتوایی:

 نقد محتوایی کتاب مقدس به تحلیل محتوایی عهدین می­پردازد. برخی از مسائلی که در نقد محتوایی مطرح می­شوند را می­توان به این شرح فهرست نمود: شخصیت شناسی، پیامبران، حواریون و رسولان، حضرت مسیح علیه السلام و حضرت مریم سلام الله علیها، ویژگی­های خداوند، معاد، پیشگویی­ها، تناقضات، انسجام داخلی[3]، محتوای اخلاقی و تربیتی عهدین، حقوق بشر، حقوق زن، محبت و خشونت، احکام و شریعت، نقد علمی کتاب مقدس[4](علوم روز، علوم اجتماعی، کیهان شناسی و …).

محتوای کتاب مقدس ویژگی­های خاصی هم­چون پرداختن بیش از حد به جزئیات، چند منبعی بودن، تاریخ محور بودن، استفاده از ادبیات رمزی، آمیخته شدن با اسطوره­ها، پرداختن به نظریات علمی منسوخ دارد که سبب شده است تا جریان­های مختلف هم­چون خداناباوران(آتئیست‌ها)[5]، مسیحیان خردگرا، تجربه گرایان عهدین را به چالشی جدی فرا بخوانند.

در ادامه برخی از آموزه­ها و محتوای کتاب مقدس را به صورت تطبیقی بررسی می­کنیم:

مسیح علیه السلام در کتاب مقدس:

مسیح، یکی از پرکاربردترین القاب حضرت عیسی علیه السلام است. این واژه به معنای کسی است که با روغن مسح شده باشد. از جمله تهمت­های ناروایی که عهدین به حضرت مسیح علیه السلام نسبت داده و اسلام آن را رد می­کند، می­توان به دروغ گفتن، می­گساری، شراب سازی، ناپاک بودن اجداد حضرت عیسی[6]، بی احترامی به مادر، اعتراض به خداوند و … اشاره کرد.

توهین به مادر: عهد جدید گزارشی را از برخورد حضرت مسیح علیه السلام نسبت به مادرش حضرت مریم علیها السلام، ارائه می­کند. بر خلاف تعابیر بسیار بلند و زیبایی که حضرت مسیح علیه السلام در قرآن کریم نسبت به حضرت مریم سلام الله علیها دارد، ایشان در انجیل مادر خود را با عبارت ناپسندی خطاب می­کند. در عهد جدید آمده است:

و چون شراب تمام شد، مادر عیسی بدو گفت: «شراب ندارند.»؛ عیسی به وی گفت: «ای زن مرا با تو چه کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است.[7]»

شراب سازی: شراب و مستی یکی از اموری است که در عهد عتیق گناه شمرده شده است.[8] از طرف دیگر تنها شخصیتی که در اندیشه یک مسیحی مقام عصمت را دارد، حضرت مسیح علیه السلام است. با این حال مشاهده می­کنیم، اناجیل در مواردی نه تنها به حضرت مسیح علیه السلام نسبت می­گساری می­دهند[9]، بلکه یکی از معجزات ایشان را تبدیل آب به شراب، در یک بزم عروسی، بر می­شمرند[10].

قرآن کریم گناه شراب‌خواری را در مواضع متعددی[11] مورد بازخواست قرار می‌دهد. به عنوان مثال می‌فرماید:

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿مائده: ٩٠﴾: اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بت‌ها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطان‌اند. پس، از آنها دورى گزینید، باشد که رستگار شوید.

پیامبران در کتاب مقدس:

پیامبران الهی با تهذیب خود به چنان درجه­ای از سلوک و عصمت رسیده­اند که شایستگی برگزیده شدن از سوی خدا را یافته­اند. از دیدگاه اسلام ناب، پیامبران و جانشینان آنان، هم­چون امامان شیعه و نیز برخی حواریون حضرت مسیح علیهم السلام، از روی اختیار، معصوم از خطا هستند. آنان در تمام جنبه زندگی و تبلیغی دارای عصمت (دریافت و ابلاغ وحی، زندگی فردی، زندگی اجتماعی و انجام احکام و فروعات دینی) می­باشند چرا که در غیر این صورت اعتماد مردم به آنان از بین می­رود، و هدف از رسالت الهی آنان بیهوده می­شود. پیامبری که خود مرتکب گناه می­شود و دستورات خداوند را زیر پا می­گذارد، هیچ­گاه نمی­تواند راهنمای مردم در پذیرش سخنان خداوند باشد[12].  اما مسیحیان، پیامبران را فقط در هنگام دریافت و ابلاغ وحی معصوم از خطا می­دانند. تنها کسی که از هر جهت در نظر مسیحیت معصوم می­باشد، عیسی مسیح علیه السلام است، به دلیل این که فرزند خدا است. هم­چنین صرف نظر از اختلافات فرقه­ای، کاتولیک­ها پاپ را نیز در فرامینی که از سوی خداوند ابلاغ می­کند، معصوم از خطا می­دانند. علی رغم این نکته، زوایای زندگی شخصی انبیای الهی در عهدین آکنده از اتهامات گناه آلود است. کتاب مقدس اعمالى را به این افراد نسبت می دهد که هرگز با اخلاق سازگارى ندارد. در این­جا به برخی از این موارد اشاره می­شود:

ترس ابراهیم در دفاع از ناموس خود:

پس از آن­که حضرت ابراهیم وارد سرزمین مصر، می­شود:  «… به زن خود سارا (که خواهر نا تنی­اش بود[13]) گفت: تو زن زیبایی هستی و اگر مصریان متوجه شوند که من همسر تو هستم، مرا خواهند کشت تا تو را به دست آورند؛ لذا تو خود را خواهر من معرفی کن …» وقتی درباریان فرعون زیبایی سارا را نزد فرعون ستودند، فرعون دستور داد که او را به قصرش ببرند. به ابراهیم نیز در مقابل، گاو و گوسفند و غلام و کنیزان فراوان بخشید؛ ولی خداوند فرعون و اهل خانه­اش به بلاهای سخت مبتلا ساخت. پس از آن بود که فرعون همسر ابراهیم را رها کرد[14].

نوح مست و عریان:

پس از داستان طوفان نوح، وی به کشاورزی مشغول شد و تاکستانی غرس نمود. روزی از شدت می­گساری، برهنه و بیهوش روی زمین می­­افتد. دو تن از پسران نوح با شنیدن این خبر، پارچه­ای روی شانه­های خود انداخته، عقب عقب به طرف پدرشان رفتند تا برهنگی او را نبینند. سپس او را با آن پارچه پوشاندند[15].

لوط و دخترانش:

بعد از عذاب قوم لوط، وی با دخترانش به غاری پناه گرفتند و در آن­جا ساکن شدند … دو دختر لوط پس از آن­که دیدند، تمام مردان آنان در عذاب الهی نابود شدند، از ترس آن­که از پدرشان نسلی باقی نماند، تصمیم گرفتند پدر خود را با شراب مست سازند و با او هم­بستر شوند. همان شب او را مست کردند و دختر بزرگ­تر با پدرش هم­بستر شد، اما لوط از شدت مستی از خوابیدن و برخاستن دخترش آگاه نشد … شب بعد هم دوباره او را مست کردند و دختر کوچک­تر با او هم­بستر شد. این بار هم لوط مثل دفعه قبل چیزی نفهمید. و به این شکل آن دو دختر از پدر خود حامله شدند[16].

هارون و ساختن گوساله:

هنگامی که بازگشت موسی از کوه سینا به طول انجامید، مردم نزد هارون (که از انبیاء بنی اسرائیل بود[17]) جمع شدند و از او خواستند که برای آن­ها بت بسازد. هارون هم در خواست آنان را اجابت نمود و با گوش­واره­های زنان بنی اسرائیل، مجسمه­ای به شکل گوساله ساخت. بنی اسرائیل وقتی گوساله را دیدند، فریاد زدند: «این همان خدایی است که ما را از مصر بیرون آورد». هارون با دیدن این صحنه، یک قربان­گاه نیز جلو آن گوساله ساخت و گفت: «فردا برای خداوند جشن می­گیریم[18]؟»

داوود و همسر اوریا:

یک روز هنگام عصر داود، برای هواخوری به پشت بام کاخ سلطنتی رفت. در آن­جا چشمش به همسر اوریا (از فرماندهان سپاهش) افتاد که مشغول حمام کردن بود. داود که مفتون زیبایی آن زن شده بود، دستور داد، او را (که نامش بتشع بود) نزد او بیاورند و هنگامی که نزد او آمد، داود با او همبستر شد.  وقتی بتشع فهمید که حامله است، این موضوع را به داود خبر داد. داود نیز دستور داد اوریا از میدان جنگ برگردد. وقتی اوریا آمد، داود از اوضاع سربازان و جنگ را از وی پرسید. سپس به او گفت: «حال به خانه برو و استراحت کن». ولی آن شب اوریا به خانه نرفت. وقتی داود این را شنید، اوریا را احضار کرد و از او پرسید: «چرا پس از این همه دوری از خانه، دیشب به خانه نرفتی؟» اوریا گفت: «سپاه بنی اسرائیل در صحرا اردو زده­اند آیا روا است من به خانه بروم و با زنم بخورم و بنوشم و با او بخوابم؟!»

صبح روز بعد، داود نامه­ای برای یوآب (فرمانده ارشد اوریا) نوشت و به وی دستور داد اوریا را در خط مقدم جبهه قرار دهد و او را تنها بگذارد تا کشته شود. پس از این­که اوریا در جنگ کشته شد، داود بتشع را به کاخ سلطنتی آورد و با او ازدواج کرد[19]. این زن مادر حضرت سلیمان است[20].

إلیشع و کشتار کودکان:

إلیشع (یکی از پیامبران بنی اسرائیل)، از اریحا عازم بیت­ئیل شد. در بین راه چند پسر نوجوان او را به تمسخر گرفتند و فریادکنان به او گفتند: «ای کچل از این­جا برو، ای کچل از این­جا برو » او نیز برگشت و به نام خداوند آن­ها را نفرین کرد. آن­گاه دو خرس از جنگل بیرون آمدند و چهل و دو نفر از آنان را پاره کردند[21].

زن در کتاب مقدس:

مستشرقان از دیر باز نسبت به جایگاه زن در اسلام، اشکالاتی را مطرح ساخته­اند و مدعی بودند که اسلام به جایگاه اجتماعی زن بی توجهی نموده است. از نظر مبانی دین اسلام، زن و مرد دو آفریده خداوند و از نظر ارزش­های انسانی با یکدیگر برابرند اما با توجه به برخی شرایط جسمی و اجتماعی با هم تفاوت­هایی دارند از همین روی، در برخی احکام اسلامی، تفاوت­هایی میان زن و مرد دیده می­شود. این به معنای برتری یک جنس بر جنس دیگر نیست بلکه ریشه در نیاز سنجی­های اجتماعی دارد مثلاً زن از دو مزیت اقتصادی مهریه و نفقه بهره می­برد و در مقابل مرد دو برابر سهم زن ارث می­برد.

در مقابل باید دید که زن در کتاب مقدس چه جایگاهی دارد و اصولا کتاب مقدس چه نگاهی به زن داشته است. کتاب مقدس در برخی موارد نگاه مثبتی به جایگاه خانواده و نقش اجتماعی زن در آن داشته است[22]. ولی با مطالع دقیق کتاب مقدس با مواردی روبرو می­شویم، که ارزش­های انسانی زن را زیر سؤال برده است. در این­جا به برخی از این موارد اشاره می­شود:

حواء و نقش او در گناه نخستین:

پس آن آفرینش حواء از دنده چپ آدم[23] شیطان به شکل یک مار نزد حواء آمد و او را ترغیب نمود از درخت ممنوعه بخورد[24]. حواء نیز همسرش را وسوسه کرد این کار را انجام دهد. به این ترتیب حواء علت و عامل این لغزش در کتاب مقدس شمرده شده است[25]. خداوند پس از این­که از نقش حواء در این گناه مطلع می­شود[26]، تمام زنان را تنبیه می­کند و درد زایمان را بر آنان مسلط می­کنند تا فرزندان خود را با درد بزایند. هم­چنین مردان را بر آنان چیره می­سازد و آنان را به عشق مردان­شان مبتلا می­کند.[27]

زنان بد:

سلیمان پیامبر، در قولی حکیمانه می­گوید: «پس از تحقیقات بسیار، … دریافتم که می­توان از بین هزار مرد یک مرد نیکو یافت، امّا یک زن نیکو هم پیدا نکردم[28]».

در مسیحیت تجرد، امری نیکو شمرده شده است[29]، در کلیسای کاتولیک و ارتدکس، مقام روحانی حق ازدواج ندارد. بنا براین طبیعی است که در موارد بسیاری مشاهده می­شود که مقامات روحانی کلیساف دچار رسوایی جنسی می­شود که گاه موجب شکایت علیه کلیسا شده است. از دیگر مشکلات مسیحیت منع طلاق به جز در موارد مشخص است. بنابر این امگان طلاق در موردی که زن به خاطر مشکلات اخلاقی همسرش بخواهد از او جدا شود، وجود ندارد.

اما بر اساس روایات اسلامی، هیچ نهادی نزد خدا، محبوب­تر از ازدواج نیست[30]. ازدواج سنت پیامبران الهی بوده است. از سوی دیگر خداوند به زن و شوهر این امکان را داده است که در صورتی که ادامه زندگی زنا شویی برای آنان ممکن نبایشد از هم جدا شوند و آنان را به هیچ .جه مجبور نساخته است که به زندگی خود ادامه دهند اگر چه طلاق در فرهنگ اسلامی امری ناپسند شمرده شده است[31].

برتری مردان بر زنان:

پولس در نامه­های خودش می­نویسد: «اما می­خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبو‌ّت کند سر خود را رسوا می‌نماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا یا نبو‌ّت کند سر خود را رسوا می­سازد زیرا این چنان است که تراشیده شود … زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون­که او صورت و جلال خداست اما زن جلال [مرد] است. زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد»[32]. هم­چنین در جای دیگر می­نویسد: «اجازه نمی­دهم زنان به مردان چیزی یاد دهند و یا بر آنان مسلط شوند زنان باید در مراسم کلیسا ساکت باشند زیرا نخست «آدم» آفریده شد سپس «حوا» و آدم نبود که فریب خورد بلکه زن فریب خورد و گناه کرد».[33]

در نگاه اسلامی، زن و مرد با یکدیگر مساوی هستند و اصولا جنسیت ملاک برتری افراد نیست و ملاک ارزش­­گذاری انسان­ها به عمل صالح آن­هاست[34]. امام صادق علیه السلام می­فرمایند: زن نیک­کردار، بهتر از هزار مرد بد کردار است.[35] یا در جای دیگری می­فرمایند: بیش­ترین خیر و خوبى در زنان است[36].

نجاست زن:

بر اساس کتاب مقدس اگر زنی حامله شود و پسری بزاید تا یک هفته نجس خواهد بود، ولی اگر این زن دختری به دنیا بیاورد، این ناست تا دو هفته ادامه پیدا خواهد کرد[37]. این در حالی است که در هیچ یک از احکام اسلامی زن نجس شمرده نشده است. در حقیقت به دلیل فشار جسمی زیادی که پس از وضع حمل به زن وارد می­آید، خداوند او را از احکامی هم­چون نماز و روزه معاف کرده است. در عین حال اگر آن زن بخواهد برخی عبادات مستحبی را انجام دهد، هیچ منعی ندارد. هم­چنین بارداری زن چنان فضیلتی برای زن دانسته شده است که اگر در هنگام وضع حمل از دنیا برود اجر شهید خواهد داشت[38].

فروش دختر به عنوان کنیز:

یکی دیگر از نگاه­های ناپسند کتاب مقدس نسبت به زن، آن است که پدر می تواند دختر خود را به کنیزی بفروشد چنان که در سفر خروج آمده است: اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد باید در سال هفتم آزاد کند[39]. این دیدگاه در حالی است که بر اساس روایات اسلامی بدترین مردم کسی است که انسان آزادی را بفروشد.[40]  هم­چنین پیامبر گرامی اسلام می­فرمایند: «خداوند هر گناهى را مى­‏بخشد جز (سه گناه): کسى که مهر همسرش را انکار کند، یا حق کارگرى را غصب نماید، یا انسان آزادى را بفروشد»[41].  

حجاب زن:

 نسبت به حجاب زن در مسیحیت دو دیدگاه مخالف وجود دارد. در مسیحیت سنتی هم­چون کاتولیک و ارتدوکس نه تنها حجاب برای زن لازم است، بلکه زن در صورت عدم رعایت حجاب مجازات خواهد شد. چنان­که پولس می­گوید:

اگر زن نمی‌خواهد سر خود را بپوشاند باید موی سرش را بتراشد و اگر از این عمل خجالت می‌کشد، پس باید سر خود را بپوشاند. [42]

 اما در جریان­های نوین مسیحی که بیش­تر متاثر از جنبش پروتستان هستند، نه تنها به دستورات حجاب کتاب مقدس عمل نمی­شود ، بلکه اساساً آموزه حجاب نیز پذیرفته نمی­شود. در مسیحیت نوین اقسام مختلف حجاب مانند چادر در حالی زیر سوال قرار می­گیرد، که بر اساس کتاب مقدس به ویژه عهد عتیق، همسران پیامبران الهی از برقع[43] و نیز چادر[44] استفاده می­کرده­اند.

آن­چه گفتیم و به طور کلی، احکام نامناسبی که در شأن زنان در کتاب مقدس وجود دارد، سبب شده است تا الهی­دانان مسیحی و بنیان­گذاران مبانی فکری مسیحیت، نگاهی تحقیر آمیز را نسبت به جنس زن داشته باشند. به عنوان مثال مارتین لوتر، پایه­گذار جنبش پروتستان، در عباراتی ناشایست می‌نویسد: «زنان باید در خانه بمانند، آفرینش زنان بر این دلالت دارد، آن ها لگن­های پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه­داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند[45]».

به طور کل، احکام نامناسبی که در شأن زنان در کتاب مقدس وجود دارد، سبب شده است تا الهی دانان مسیحی و بنیان­گذاران مبانی فکری مسیحیت، نگاهی تحقیر آمیز را نسبت به جنس زن داشته باشند. مثلا مارتین لوتر، پایه­گذار جنبش پروتستان، در عباراتی ناشایست می‌نویسد: «زنان باید در خانه بمانند، آفرینش زنان بر این دلالت دارد، آن­ها لگن­های پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند[46]».

خشونت در کتاب مقدس:

یکی از شبهاتی که مبشرین مسیحی پیوسته علیه اسلام مطرح می­کنند، جنگ­ها و غزوات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است. طبق این ادعا، اسلام با دعوت به خشونت، به دور از مبانی و اصول پذیرفته شده حقوق بشر است. با مراجعه به آیات قرآن کریم، متوجه می­شویم که جهاد به عنوان حکمی دفاعی قرار داده شد نه به عنوان انتقام از دشمنان[47]. تاریخ، تعداد کشته­های جنگ­ها و غزوات پیامبرا را در حدود 1300 نفر بیان کرده است. در حالی که اگر این جنگ­ها جنبه هجومی و انتقام را داشتند، تعداد این کشته­ها باید خیلی بیش­تر از این­ها می­بود[48].

امیر مؤمنان علیه السلام درباره حقوق دشمن در جبهه جنگ چنین می­فرماید:

« با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آن­ها شروع کنند، اگر شکست خوردند و گریختند، آن کس را که پشت کرده نکشید، و آن را که قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید، و مجروحان را به قتل نرسانید[49]. مهربانى با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش زیرا آنها بر دو صنفند یا برادر دینی تو هستند و یا همسان تو در خلقتند».[50]

در کتاب مقدس مسیحیان نگاه به جنگ جنبه تدافعی خود را از دست می­دهد. بلکه غرض از آن کشور گشایی و از بین بردن افراد جبهه مقابل است:

قانون جنگ:

هنگامی که به شهری نزدیک می­شوید تا با آن بجنگید، نخست به مردم آن­جا فرصت دهید خود را تسلیم کنند. اگر آن­ها دروازه­های شهر را به روی شما باز کردند وارد شهر بشوید و مردم آن­جا را اسیر کرده به خدمت خود بگیرید. ولی اگر تسلیم نشدند شهر را محاصره کنید. هنگامی که شهر به دست شما افتاد تمام مردان آن را از بین ببرید؛ ولی زن­ها و بچه­ها و هر آن­چه که در شهر باشد را می­توانید برای خود نگه­دارید. این دستورات فقط شامل شهرهای دور دست می­باشد و نه شهرهایی که در خود سرزمین موعود هستند. در شهرهای داخل مرزهای سرزمین موعود، هیچ­کس را نباید زنده بگذارید. هر موجود زنده­ای را از بین ببرید[51].

کتاب مقدس موارد متعددی را نقل می­کند که بنی اسرائیل به این دستور عمل کردند:

قتل عام مردم مدیان:

لشگریان حضرت موسی به قبیله  مدیان حمله می­کنند و همۀ مردان­ آنان را قتل­عام می­کنند و زنان و کودکان را اسیر می­کنند و غنائم شهر را جمع می­کنند و بقیۀ شهر را در آتش می­سوزانند. سپس اسرا و غنائم را نزد حضرت موسی می­برند؛ چون چشم ایشان به زنان و کودکان اسیر می­افتد، خشمگین می­شود و از این که آنان زنان و کودکان را زنده نگه­ داشتند ناراحت می­شود و دستور می­دهد که تمام زنان و کودکان را بکشند و تنها دختران باکره را برای خود نگه دارند[52] در این ماجرا سی و دو هزار دختر باکره به عنوان غنیمت زنده نگاه داشته شدند[53] و تعداد این دختران جان به در برده، نشان­گر تعداد بسیار افراد کشته توسط حضرت موسی به اعتقاد کتاب مقدس است.

کشتار مردم باشان:

یکی دیگر از نسل­کشی­هایی که در کتاب مقدس به انبیای بزرگ الهی نسبت داده شده است، کشتار مردم باشان می­باشد. مردم مملکت باشان مردمی بودند که در کشور خود که حدود شصت شهر و دهها روستا داشت،  زندگی آرامی داشتند، تا اینکه خداوند بنی­اسرائیل را از بردگی فرعونیان نجات داد و راهی سرزمین فلسطین کنونی شدند و تصمیم گرفتند در این سرزمین باشان  به زندگی خود ادامه دهند؛ به این خاطر به مملکت  باشان حمله کردند و تمامی مردم این شصت شهر و دهها روستا را از زن و مرد و کودک و نوجوان را قتل­عام کردند[54].

یوشع و فتح فلسطین:

کتاب مقدس به حضرت یوشع علیه السلام به ناروا، بیش از هشت نسل کشی دهشتناک را نسبت می دهد. یک از آن موارد فتح شهر أریحا است که جریان فتح آن را این چنین بیان می­کند: «ناگهان حصار شهر أریحا در برابر بنی اسرائیل فرو ریخت. قوم بنی اسرائیل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آن را تصرف کردند. هر چه که در شهر بود را از بین بردند: زن، مرد، پیر و جوان، گاو و گوسفند و الاغ همه را از دم شمشیر گذراندند».[55]

خشونت نسبت به کودکان، زنان، مردان و اقوام بی گناه، یکی از موضوعات رایجی است که در جای جای کتاب مقدس به چشم می­خورد. حتی برخلاف تصویری که مسیحیت تبشیری، به عنوان یک شخصیت عاری از هر گونه خشونت از عیسای مسیح علیه السلام سخن می­گوید، عهد جدید سخنانی از ایشان نقل می­کند که با این ادعا ناسازگار می­نماید: «و اینک آن دشمنان مرا که نمی­­خواستند بر ایشان حکومت کنم بدینجا بیاورید و در برابر من بکشید.[56]»؛ «گمان مبرید که آمده‌ام تا صلح به زمین بیاوردم. نیامده­ام تا صلح به زمین بیاوردم. نیامده­ام تا صلح بیاوردم بلکه تا شمشیر بیاورم. زیرا آمده­ام تا: پسر را بر پدر، دختر را بر مادر و عروس را بر مادر شوهرش برانگیزانم»[57].

احکام در کتاب مقدس:

از دیر باز مستشرقان و مبشران مسیحی، بر احکام جزائی اسلام خرده می­گرفتند و آن را ناسازگار با حقوق بشر بیان می­کردند. ولی این افراد از این نکته غفلت ورزیده­اند که هدف از قرار دادن این احکام، ایجاد نقش بازدارنگی و ممانعت از ارتکاب جرم است در جامعه است. دین مبین اسلام در پس این احکام، به دنبال ممانعت از به هم خوردن امنیت روانی و فرهنگی در جامعه است لذا باید دقت داشت که اجرای این احکام خود نباید موجب تشدید خشونت در جامعه شود. در مقابل با بررسی احکام جزایی کتاب مقدس، این نکته روشن می­شود که برخی از این احکام خود با جرم تناسبی ندارد ونه تنها موجب ایجاد امنیت در جامعه نمی­شود بلکه خود موجب تشدید خشونت می­شود:

مجازات سنگسار:

کتاب مقدس برای جرم­های متعددی که گاه با یکدیگر تناسبی ندارند، حکم سنگسار را قرار داده است که در این جا به آن اشاره می­شود:

1- زنا و عمل نامشروع[58]

2- سخنان کفر آمیز بر زبان جاری کردن[59]

3- نافرمانی فرزند و لجاجت و سرکشی او در برابر پدر و مادرش[60]

4- کار کردن در روز شنبه[61]

5-ارتداد[62]

در زمینه حکم ارتداد، که به معنای بازگشت از دین به کفر است، شبهات فراوانی از سوی مستشرقین مسیحی علیه اسلام مطرح می­شود. این شبهات در حالی مطرح می­شود که اجرای حکم ارتداد در اسلام فرایند و پیچیدگی­های فراوانی دارد.

از دیدگاه اسلامی کفار به سه گروه تقسیم مى‏شوند: 1. اهل کتاب: یهودى‏ها و مسیحى‏ها؛ 2. شبیه اهل کتاب: زرتشتى‏ها. (بر اساس روایات، زرتشتیان داراى کتاب آسمانى بودند که در طول تاریخ ازمیان رفته است). 3. مشرکان و سایر کفار[63] .

قرآن کریم، همواره اهل کتاب را از مشرکان جدا کرده است؛ براى مثال مى‏فرماید: « مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَلَا الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ….»[64] از این رو، با آن که یهودیان حضرت «عزیر» و مسیحیان حضرت «عیسى علیه السلام» را پسر خدا مى‏دانستند[65]، مشرک نامیده نشده‏اند و در اسلام روش برخورد و تعامل با آنان مانند مشرکین نیست[66].

بر اساس قرآن کریم ارتداد و کافر شدن یک مسلمان در حقیقت نوعی توطئه محسوب می­شود که در صدر اسلام توسط اهل کتاب برای مبارزه روانی و تضعیف جامعه اسلامی انجام می­شد. خداوند متعال مى‏فرماید: «و جمعى از اهل کتاب‏ گفتند به آن­چه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید شاید آن‏ها از آیین خود بازگردند»[67] این آیه صریح در تلقى ارتداد به عنوان یک توطئه است و حکم مجازات مرتد برای جلوگیری از این توطئه وضع شده است. بنا بر این به نظر برخی از مراجع حکم ارتداد تنها وقتی جاری می­گردد که شخص اعتقاد خود در این زمینه را علنا اعلام نماید و امنیت روانی و دینی جامعه را به خطر اندازد. لذا علمای شیعه معتقدند چه بسا بتوان به واسطه قرائن و شواهد مذکور در این آیات، مجازات مذکور در روایات را به ترتب آثار اجتماعى بر ارتداد افراد مقید دانست؛ یعنى هر گاه کسى که از دین خارج شده، با تبلیغ ارتداد خود، در اذهان عمومى تردید و شبهه پدید آورد و روحیه ایمانى جامعه را تضعیف کند، با آن مجازات روبه‏رو مى‏شود[68].

مجازات قتل:

کتاب مقدس در موارد ذیل، مجازات قتل را تعیین نموده است:

  • کسی که پدر و مادر خود را نفرین کند[69]
  • لواط[70]
  • به قتل رساندن شخص بی گناه[71]
  • آدم ربایی[72]
  • اگر گاوی با شاخ شخصی را به قتل برساند، و صاحب این گاو علی رغم اطلاع از احتمال خطر، در مواظبت بر آن کوتاهی کرده بود، گاو سنگسار می­شود و صاحب گاو نیز کشته می­شود[73]

سوزاندن:

در دو مورد زیر شخص گنه­کار، زنده سوزانده می­شود:

1- ارتباط نا مشروع با دختری و مادرش، به این ترتیب هر سه سوزانده می­شوند[74].

2- دختر کاهن اگر مرتکب فحشا شود، سوزانده می­شود[75].

قطع دست دزد:

یکی از مسائلی که در به عنوان شبهه از سوی مسیحیان علیه اسلام مطرح می شود در ادعای خشونت آمیز بودن حکم اسلام نسبت به قطع دست دزد است. به همین دلیل در فضای مجازی و ماهواره گاه تصاویری را نشان می­دهند که دست شخصی از بازو قطع شده است. سپس در تبلیغاتی پرهیاهو علت آن قطع دست را اجرای حکم قطع دست دزد در اسلام می دانند. این در حالی است که در فقه شیعی اولا قطع دست دزد تنها در صورت جمع شدن شرایط شانزده گانه آن که بسیار به ندرت اتفاق می­افتد صورت می­گیرد، ثانیا در صورت حاصل شدن تمام شرایط، تنها انگشتان شخص قطع می­گردد[76].

البته باید توجه داشت که مسیحیان، تمام این احکام را نسخ شده می­دانند و آن را اجرا نمی­کنند ولی اشکال این­جاست که این احکام جزئی جدایی ناپذیر از کتاب مقدس آنان است، و آنان به طور پیوسته کتاب خود را کتاب مهر ومحبت معرفی می­کنند بنا براین چگونه ممکن است در این کتاب، زمانی خداوند چنین احکامی را وضع کرده باشد؟ آیا این ­گونه احکام با محبتی که مسیحیان آن را ادعا می­کنند سازگار است؟

البته باید توجه داشت که مسیحیان، تمام این احکام را نسخ شده می­دانند و آن را اجرا نمی­کنند ولی اشکال این­جاست که این احکام جزئی جدایی ناپذیر از کتاب مقدس آنان است، و آنان به طور پیوسته کتاب خود را کتاب مهر ومحبت معرفی می­کنند بنا براین چگونه ممکن است در این کتاب، زمانی خداوند چنین احکامی را وضع کرده باشد؟ آیا این ­گونه احکام با محبتی که مسیحیان آن را ادعا می­کنند سازگار است؟

خلاصه مقاله :

1- نقد محتوایی کتاب مقدس به تحلیل محتوایی عهدین (از قبیل شخصیت شناسی، پیامبران، حواریون و رسولان، حضرت مسیح علیه السلام و حضرت مریم سلام الله علیها، ویژگی­های خداوند، معاد، پیشگویی­ها، تناقضات، انسجام داخلی، محتوای اخلاقی و تربیتی عهدین، حقوق بشر، حقوق زن، محبت و خشونت، احکام و شریعت، نقد علمی کتاب مقدس و …) می­پردازد.

2- مسیحیان، پیامبران را فقط در هنگام دریافت و ابلاغ وحی معصوم از خطا می­دانند. عصمت مطلقه، عیسی مسیح علیه السلام به دلیل فرزند خدا بودن وی است. صرف نظر از اختلافات فرقه­ای، کاتولیک­ها پاپ را نیز در فرامینی که از سوی خداوند ابلاغ می­کند، معصوم از خطا می­دانند.

3-  زوایای زندگی شخصی انبیای الهی در عهدین، آکنده از اتهامات گناه آلود است. کتاب مقدس اعمالى را به این افراد نسبت می­دهد که هرگز با اخلاق سازگارى ندارد. کتاب مقدس در برخی موارد نگاه مثبتی به جایگاه خانواده و نقش اجتماعی زن در آن داشته اس؛ ولی با مطالع دقیق کتاب مقدس با مواردی روبرو می­شویم، که ارزش­های انسانی زن را زیر سؤال برده است.

4- در کتاب مقدس مسیحیان نگاه به جنگ جنبه تدافعی خود را از دست می­دهد. بلکه غرض از آن کشور گشایی و از بین بردن افراد بهه مقابل است با بررسی احکام جزایی کتاب مقدس، این نکته روشن می­شود که برخی از این احکام خود با جرم تناسبی ندارد ونه تنها موجب ایجاد امنیت در جامعه نمی­شود، بلکه خود موجب تشدید خشونت می­شود.

موضوعات پیش­نهادی جهت تحقیق و پژوهش:

1- مجازات­های گناه جنسی در قرآن و عهد عتیق

2- زن از منظر قرآن و کتاب مقدس

3- حقوق اسیران جنگی از منظر اسلام و مسیحیت

4- اخلاق انبیاء الاهی از منظر قرآن و کتاب مقدس

5- حضرت داود و سلیمان از منظر قرآن و کتاب مقدس

6- نظام حقوق خانواده از منظر قرآن و کتاب مقدس

پیش­نهاد­هایی برای مطالعه بیش­تر:

  1. بلاغی محمد جواد، الهدی الی دین المصطفی،

جهت آشنایی با نقد مسیحیت

  1. بلاغی محمد جواد، الرحله المدرسیه

جهت آشنایی با انواع نقد کتاب مقدس

  1. هندی رحمه الله، اظهار الحق، بی جا، بی نا، بی تا

جهت آشنایی با انواع نقد کتاب مقدس

  1. گرنت رابرت، تاریخ­چه مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی کتاب مقدس، ترجمه: ساجدی ابو الفضل، قم ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول 1385

صفحات 145 تا 283 جهت آشنایی کتاب مقدس در عصر اصلاحات و دانش هرمنوتیک

  1. گروه نویسندگان، جستارهایی درباره مسیحیت، قم ایران، تا ظهور، چاپ اول 1390 هـ . ش

صفحات 48 تا 96 جهت آشنایی با نقد کتاب مقدس

  1. ولف کری، درباره مفهوم انجیل­ها، ترجمه محمد قاضی، تهران ایران، امیرکبیر، 1356 هـ . ش.

جهت آشنایی با نقد کتاب مقدس

  1. بنت حامد ساره، التحریف و التناقض فی الاناجیل الاربعه، مکه عربستان سعودی، دار الطیبه الخضراء، چاپ اول 2003م

فصل سوم، چهارم و پنجم جهت آشنایی با نقد کتاب مقدس

  1. شمس محمد؛ سیر تحول کتاب مقدس؛ چاپ اول؛ بوستان کتاب؛ قم ایران، 1389 هـ . ش

جهت آشنایی با نقد نسخه شناختی کتاب مقدس

  1. علیجانی رضا، زن در متون مقدس، تهران ایران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول 1389 هـ . ش

جهت آشنایی با جایگاه زن در کتاب مقدس

**************

پی نوشت

[1] . متی 5: 19.

[2] . نامه پولس به غلاطیان، 2 : 16 و نامه به رومیان، 7: 6.

[3] . Internal consistency.

[4] . Scientific criticism.

[5] . بی‌خدایان،خداناباوری یا آتئیست ها (Atheism)، کسانی هستند که خداوند متعال، فرشتگان، ارواح و هر گونه مفاهیم ماورایی را انکار و رد می کنند.

[6] . در زنجیره نسبی که اناجیل برای حضرت مسیح علیه السلام ذکر می کنند، حدود هشت رابطه زنا و نیز استناد نامشروع به گزارش خود کتاب مقدس وجود دارد.

[7] یوحنا 2: 3و 4

[8] . برای نمونه ر.ک: امثال سلیمان  20: 1، امثال 23: 30 – ۳۱ و امثال 20: 23.

[9] . انجیل متی 11: 19 و انجیل لوقا  22: 16 – 17.

[10] . یوحنا 2 : 1-11 .

[11] . ر.ک: مائده: 91،‌ بقره: 219.

[12] .السبحانی جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه، قم ایران، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیه، چاپ سوم 1413هـ .ق، ج3ص165.

[13] .پیدایش 20: 12.

[14] پیدایش 12: 10 -20.

[15] پیدایش 9: 20-23.

[16] پیدایش 19: 30- 36.

[17] خروج 6: 13

[18] پیدایش 32: 2-3 و 21

[19] دوم سموئیل 11: 2-27

[20] متی 1: 6

[21] دوم پادشاهان 2: 23 -25

[22] افسسیان 5: 22- 25 و عبرانیان 13: 4.

[23] . پیدایش 2: 21. بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام این نظر کاملا مردود است. خداوند حواء را هم­چون همسرش آدم از گل نخستین آفرید. نگاه کنید: من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 379، ح 4336.

[24] پیدایش 3: 4-5.

[25] قرآن کریم سهم آدم و حواء را از این لغزش مساوی می­داند و می­فرماید: فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا (سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛) أعراف: ٢٠.

[26] پیدایش 3: 12.

[27] پیدایش 3: 16.

[28]. جامعه 7: 27.

.[29] متی 19: 12و اول قرنتیان 7 : 39 و 40.

[30] . الشیخ حر العاملی، وسائل الشیعه، قم ایران، مؤسسه آل البیت، 1409هـ . ق، ج20ص14: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: مَا بُنِیَ بِنَاءٌ فِی الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِیجِ.

[31] . همان ، ج22ص7.

[32] اول قرنتیان 11: 3- 7 و 9.

[33] اول تیموتاؤس2: 11-14.

[34] سوره حجرات آیه 13.

[35] . الشیخ حر العاملی، وسائل الشیعه، قم ایران، مؤسسه آل البیت، 1409هـ . ق، ج‏14، ص‏123: المراه الصالحه خیر من الف رجل غیر صالح.

[36] . همان، ج‏14، ص‏11: اکثر الخیر فى النساء.

[37] لاویان 12 : 1-5.

[38] . الشیخ الصدوق، من لا یحضره الفقیه، قم ایران، انتشارات جامعه مدرسین، 1413 هـ . ق، ج‏3، ص‏561.

[39] . خروج ۲۱ : ۷.

[40] . پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله: شَرُّ النَّاسِ مَنْ باعَ النَّاسَ!: « مستدرک الوسائل»، ج 13، ص 95، کتاب تجارت، باب 19( باب کراهه الصرف و بیع الاکفان و …)، حدیث 1.

[41] . انَّ اللَّهَ غافِرُ کُلِّ ذَنْبٍ الَّا ما جَحَدَ مَهْراً، اوِ اغْتَصَبَ اجِیْراً اجْرَهُ، اوْ باعَ رَجُلًا حُرّاً: « (« بحار الانوار»، جلد 103، صفحه 168( حدیث 11).

[42] . اوّل قرنتیان، 11: 2- 1 و نیز ر.ک: رساله پولس به تیموتائوس 2:  9- 15.

[43] . پیدایش، 24: 64 و 65. خاخام اوریل داودی، مرجع پیشین مذهبی یهودیان ایران، وجوب حجاب در شریعت یهود را مستند به همین قسمت تورات می‌داند.

[44] . روت 3 : 14 و 15.

[45] . فلاورز سارا، اصلاحات، ترجمه رضا یاسایی، تهران ایران، انتشارات ققنوس، 1381هـ . ش، ص 91.

[46]. همان، ص 91.

[47] سوره حج آیه 39-40.

[48] الإسلام فی قفص الإتهام ص92.

[49] . السید الرضی، نهج البلاغه، قم ایران، دار الهجره؛ نامه14.

[50] . همان؛ نامه 53.

[51] .تثنیه 20: 10- 15.

[52] سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35.

[53] . اعداد 31: 35.

[54] تثثنیه 3: 3-7.

[55] تثنیه 6: 20-21.

[56] لوقا 19: 27.

[57] متی 10: 34- 35.

[58] تثنیه 22: 20-21.

[59] لاویان 24: 10-14.

[60] تثنیه 18 :21-21.

[61] اعداد 15: 32-36.

[62] تثنیه 17: 2-7.

[63] . ر.ک: کتب فقهى شیعه و اهل سنت؛ بخش جهاد.

[64] . بقره: 105.

[65] . توبه(9): 31و30؛ مائده(5):73و72و17..

[66] . طباطبایی سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏9، ص‏282-281.

[67] . آل عمران: 72.

[68] . ر.ک: جزوه «دین و آزادى» سخنرانى آیت الله مصباح یزدى در مدرسه فیضیه قم.

[69] لاویان 20: 9.

[70] لاویان 20: 13.

[71] اعداد 35: 16.

[72] خروج 21: 16.

[73] تثنیه 17: 2-7.

[74] لاویان 20: .14

[75] لاویان 9: 21.

[76] .  امامان معصوم شیعه به استناد آیه شریفه وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿الجن: ١٨﴾، قطع دست دزد را بیش از این مقدار مجاز نمی شمارند.

نویسنده : پایگاه فرهنگی مذهبی ودّا | منبع خبر : محمدکاظم تجرد
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : دیدگاه‌ها برای نقد کتاب مقدس مسیحیت – انجیل بسته هستند

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.